هلیاهلیا، تا این لحظه: 10 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره

هلیا... هدیه خدا

سوراخ کردن گوش هلیا جون

روز دوشنبه 18 مرداد طبق معمول خونه مامانم بودم ساعت 11 بود که یه دفه به سرم زد گوشای هلیا رو سوراخ کنم. به مامانم گفتم اونم قبول کرد خودم رفتم مطب خانوم ناصری که کل دوره بارداریمو پیشش سپری کردم گفت آره گوشم سوراخ میکنیم . اومدم با مامانم هلیا رو بردیم . وای خیلی ترسیده بودم . هلیا بغل مامانم بود و آرومه آرومه . آخه طفلی خبر نداشت چه اتفاقی میخواد بیفته . تا اینکه خانوم دکتر اومد و رفت سراغ هلیا . من که نتونستم ببینم . یه دفه صدای تق اومد و بعدش هلیا با صدای بلند گریه کرد. خیلی دلم سوخت .  گوش بعدی رو علامت زدن و دوباره همون صدای تق اومد ولی ایندفه طفلی زیاد گریه نکرد و زود ساکت شد. " دختر گلم خیلی دلم برات سوخت ولی برای خودت ب...
21 مرداد 1395

خلاصه ای از هلیا جون

هلیا کوچولوی من در  روز سه شنبه تاریخ 15 تیر ماه 1395 مصادف با 29 رمضان 1437  ساعت 6 بعد از ظهر در بیمارستان ثامن مشهد پاهای خشگلشو به این دنیا گذاشت .     خدایا شکرت به خاطر این هدیه قشنگت در شب عید فطر ...
11 مرداد 1395
1